تبليغاتX
در این خانه درآیید و ببینید صفا را

در این خانه درآیید و ببینید صفا را

در این دیده درآیید و ببینید خدا را

همه چی عوض میشه. همه چی از بین میره آدمها عوض میشن. احساساتشون تغییر میکنه. روابط عوض میشه. دارایی ها تغییر میکنن. داشته ها به نداشته ها و نداشته ها به داشته ها تبدیل میشن. آرزوها عوض میشن. ارزشها به ضد ارزش و ضد ارزشها به ارزش تبدیل میشن. عشق به نفرت و نفرت به عشق تغییر حالت میده. آدمها بزرگ میشن. بزرگها پیر میشن. بچه ها به دنیا میان. تعدادی از دنیا میرن. همه چیز داره عوض میشه ولی فقط یه چیزی از اون اول که خودمو شناختم و تونستم فکر کنم ثابت مونده. اونم خداست. هیچوقت عوض نشد. خودش و قدرتش و مهربونیش و تدبیرش و... پس چرا دل به متغیرها ببندیم و از اون ثابت غافل بشیم؟؟

یا امیر المومنین امشب شب میلاد توست. تو که استادی معنوی هستی و به این جهان اومدی تا ما رو از خواب و توهم بیدار کنی و چشمهای مارا باز کنی به روی یک حقیقت و به ما بفهمونی که آنچه ما داریم فقط یک خیاله و آنچه که تو به آن فرا میخوانی حقیقت محضه.

امشب ازت میخوام به همه ما آدمها مخصوصا ما جوونها لطف و کرم کنی و دستان مارا توی دستانت بگیری و یاریمون کنی تا چشممون به حقیقت و عشق واقعی باز بشه. اونوقت میدونیم چی حقیقته و ماندگار و چی توهم و خیاله و زود گذر...

میلاد امام عشق مبارک

+نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت10:55توسط عاشق | |

مبارکت ای صبور شبها به صبح تابان رسیدی آخر

زتن پراکندگی گذشتی به مطلق جان رسیدی آخر

سری نداری تنی نداری به غیر خود دشمنی نداری

شمیم پیراهنی نداری ولی به کنعان رسیدی آخر

دریچه ای شعله ور گشودی به عشق و آتش جگر گشودی

ز بستر سینه پر گشودی به زیر دندان رسیدی آخر

خفته در شعله های خونت گدازه های تب و جنونت

هزار ابر از دلت برآمد به گل به باران رسیدی آخر

غبار سرسبز بیشه بودی بهار فردای بیشه بودی

در ابتدای همیشه بودی ولی به پایان رسیدی آخر

+نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت12:0توسط عاشق | |

ارواح هم سنخ:


نكته ديگري كه وجود دارد تفاوت ارواح هم سنخ با جفت روحي است جفت روحي يك نفر است.اما ارواح هم سنخ بسيارند بطوري كه گروه ارواح هم سنخ شما مي توانند تعداد زيادي را در بر گيرند . ارواح هم سنخ نيز از قبل با هم آشنايي داشته اند و وقتي در كنار يكديگرند در بالاترين حد از جنبش و تكاپو و لذت و سروري كه مي تواند ميان انسانها برقرار باشد ُ، قرار دارند . اين ارواح از نظر فكري و روحي نسبت به يگديگر كشش دارند ، اما لزوما يك رابطه عاطفي قوي بينشان برقرار نيست و حتي ممكن است علاقه اي هم در ميان نباشد .
جفت هاي روحي حقيقي كساني هستند كه هر لحظه قلب خود را بسوي عشق مي گشايند ، در مسيري معنوي قرار مي گيرند و خدمتي معنوي را به انجام مي رسانند . بنابر اين رابطه ميان آنها محدود به جسم يا شخصيت هر يك نخواهد بود و رابطه اي قلبي خواهند داشت . قلبي كه جايگاه هميشگي عشق يكپارچه و در دسترس خداوند است ، تا عشق او را به دنيا هديه نمايد . به سراغ آنهايي برويد كه عشق را پذيرفته اند تدبير شگفت انگيز خداوند را در مورد آنها كشف كنيد . اين افراد ابتدا در قلب و آگاهي يكي شدند و بعد در جسم يكپارچه گشتند . شايد خداوند جفت هاي روحي را آفريد تا هر يك از آنها تجسم عشق براي ديگري باشند

 
هنگامي كه نيمي از يك قلب باشيد با نگاه به ديگري خود را خواهيد ديد و به همين علت است كه جفت هاي روحي آينه يكديگرند و بيانگر حالات قلب يكديگر مي باشند .
بر اساس قانون ارتعاش ، جفت هاي روحي هنگامي يكديگر را پيدا خواهند كرد كه بتوانند عشق كاملي را تجربه نمايند . به ياد داشته باشيد كه اگر هر صبح تنها عشق را ببينيد ،عاشق باشيد و قلبهايتان را با نواي عشق هم آهنگ سازيد همواره وجد و سرور به سراغتان خواهد آمد و همه چيز در شعله هاي اين عشق ماهيتي تازه خواهد يافت. جفت هاي روحي آمده اند تا عشق را به زمين بازگردانند


پيمان ما با خداوند اين است كه به هر چه ايمان داشته باشيم ، خداوند برايمان آشكار خواهد كرد.

خوب این مقاله هم تمام شد. من این مقاله رو از اینترنت گرفته بودم ولی منبع دقیقش متاسفانه فراموشم شده. این مقاله با تمام آنچه که توی کلاسهای درس کورش عزیز استاد بزرگوارم یاد گرفتم و همچنین کتابهایی که توی زمینه های مختلف مطالعه کرده بودم کاملا سنخیت داره و من اون رو قبول دار م.

البته این نظر شخص منه و میتونه با نظر خیلی ها تفاوت داشته باشه. این مقاله به من کمک شایانی کرد تا بدونم جفت روحی یا همون همسر واقعی هر انسان که خداوند آفریده و برای خلق اون منت گذاشته چه کسیه و چطور میشه پیداش کرد حتی فهمیدم که جفت روحی با ارواح هم سنخ تفاوت داره و هر کسی که توی زندگی هر انسانی هست صرفن نمیتونه جفت روحی باشه و ممکنه همون روح هم سنخ انسان باشه که تعدادشون هم کم نیست وقتی این مقاله رو خوندم و به این قسمت ارواح هم سنخ رسیدم به یاد یکی از صحبتهای کوروش در مورد ازدواج و همسر افتادم. مثال جالبی می زد:

اسب تنها حیوانی است که به سرعت به انسان خو می گیرد و تقریبا مثل آدمها عاشق میشود. اگر مدت کوتاهی با یک اسب به سر کنی و عاشق اون باشی اون هم به سرعت عاشق تو میشه و احساس تعلق نسبت به تو میکنه مخصوصا اگر هم جنس تو نباشه یعنی اگر تو زنی اون نر باشه و اگر مردی اون ماده باشه این رابطه سریعتر به عشق مبدل میشه به طوریکه میتونی ساعتها بنشینی روبروش و به چشمهاش خیره بشی اون هم همین کاررو میکنه و عاشق تو میشه. حالا بگو ببینم میتونی با این اسب ازدواج کنی و اونو به خونه خودت بیاری و ازش بخوای که توی تخت تو کنار تو بخوابه؟؟؟؟

من که فکر نمیکنم بشه ولی شما میتونید امتحان کنید فقط عواقبش با خودتون

ارواح هم سنخ هم همینه. میشه دوستان خوبی برای هم بود و حتی میشه عاشق هم شد ولی نمیشه از درخواست کرد که یک زندگی رو با اون شروع کنی و به پایان برسونی.

عاشق اسبی باش ولی بگذار توی اصطبل بمونه و تو هم توی اتاق خودت...

خدایا از تو درخواست میکنم جفت روحی واقعی هر کس رو که به خاطرش بر ما منت نهادی بفرست تا در کنارش آرامش بگیریم و عشق رو که تویی تجربه کنیم.

عشق برای خداوند

+نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت10:42توسط عاشق | |

خصوصيات جفت روحي :
حال بايد بدانيم كه جفت روحي كيست و چه خصوصياتي دارد ؟ جفت روحي در واقع شريك حقيقي هر فرد است و از آنجا كه هيچ دو روحي كاملا شبيه هم نيستند ، جفت هاي روحي نيز مكمل يكديگرند و در تمام دوران زندگي بي آنكه بدانند در حال آماده سازي خود براي رويارويي با يكديگرند . ، يك هدف ، يك آرزو و يك عشق مشترك دارند ، عقايد و نظراتشان همانند است و در كنار يكديگر احساس راحتي بسيار دارند . آنها به يكديگر وابستگي عاطفي دارند ، ارواحشان با يكديگر آشناست و نوعي كشش روحي و، فكري ، و حتي جسمي بينشان برقرار است .

روابط آنها بسيار سيال و روان است ، با يكديگر هماهنگ هستند ، و آنچه را كه مي خواهند به سوي خود جذب مي نمايند . . آنها از نظر آگاهي هم سطح هستند .و براي رسيدن به اهدافشان به يكديگر نيازمند.ند بنابر اين مي توانند در رشد و پيشرفت روحي يكديگر نيز سهيم باشند .


شرايط رويارويي با جفت روحي :


نكته مهم آن است كه ملاقات بين جفت هاي روحي زماني اتفاق خواهد افتاد كه كه هردو طرف ازآمادگي لازم برخوردار باشند و بتوانند مسوليت يكديگر را بر عهده بگيرند .
ديگر اينكه موضع هر فرد در برابر عشق و وحدانيت نشان دهنده ميزان آمادگي او براي برخورد با جفت روحي خواهد بود . بايد ببينيم كه آيا مطابق نداي قلبمان عمل مي كنيم ؟ آيا خرد برتر خود را محترم مي شماريم ؟آيا به رويا ها و ايده هايي كه حامل پيام هستند توجهي مي كنيم ؟ تا چه حد يكدل و يكرنگيم ؟ كه اين يكدلي و يكرنگي خود مويد نظر ما در ارتباط با وحدانيت جهان خواهد بود .
بايد ببينيم كه آيا تا كنون عشق ورزي بي قيد و شرط را چه در مورد خود و چه در ارتباط با ديگران تمرين كرده ايم ؟ شناخت خودمان اولين گام براي براي شناخت نيمه ديگرمان خواهد بود ؛ همچنان كه كاويدن ذهن ، قلب و روح به منظور درك و فهم نيمه ديگرمان نيز مورد علاقه روح است .
ممكن است بعضي افراد تصور كنند كه با يافتن جفت روحي ، همه چيز بر وفق مراد خواهد بود كه البته اينگونه هم نيست . چرا كه در اين مرحله روح آماده رشد يافتن است و دو طرف بايد با تلاش و سخت كوشي خود در اين رشد و بالندگي ياريگر و مشوق هم باشند .


در اكثر مواقع ، ملاقات با جفت روحي زماني صورت مي گيرد كه اصلا انتظارش را نداريم و در واقع متوجه موضوع نمي شويم . پس بايد هوشيار باشيم كه در چنين مواقعي سهل انگارانه برخورد نكنيم .
براي روح ظاهر اهميتي ندارد براي ارتباط با جفت روحي نيازي به دانستن نام او يا شناخت ظاهر او نيست شايد روشهاي زير تا حدي بتواند آمادگي رويارويي با جفت روحي را ايجاد نمايد البته اين روشها مطلق نبوده و تنها روشهاي موجود نيز نمي باشند .:
- مي توانيد از جملات تاكيدي مثبت استفاده نماييد با اين محتوا كه جفت روحي تان وجود دارد و در زمان مناسب با يكديگر ملاقات خواهيد كرد .
- در هنگام خواب مي توانيد تقاضا كنيد كه او را در رويا ببينيد و با هوشياري نشانه هايي از او دريافت نماييد .
- مراقب افكار خود باشيد چه اگر در مورد يافتن جفت روحي تان افكار مثبت و منفي را توام داشته باشيد ممكن است آن افكار منفي بر فكر مثبت شما چيره گردند . ...

(ادامه دارد)


 

+نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت9:46توسط عاشق | |

اگر به کسی که جفت روحی شما نیست بچسبید جا را برای کسی که می خواهد روزی بیاید و عشق واقعی شماست پر کرده اید و محرومیت عظیمی برای خود خواسته اید...

اگر هم عشق امروز شما جفت روحی شماست مطمئن باشید با جذب می توانید او را به خود فرا بخوانید و به نحوی معجزه آسا شاهد باشید. باور کنید این رویداد بسیار زیاد اتفاق افتاده است... شما فراتر از قوانین اجتماعی و قرار داد های خودمانی قرار می گیرید اگر: باور کنید که قوانین معنوی چه کارها که نمی کنندچینی ها در واقع هستی رو متشکل از دو قطب می دانند
قطب مثبت و قطب منفی
قطب سرد و قطب گرم
زن و مرد
شب و روز
نرمی و سفتی
تابستان و زمستان
و این ها رو میگن یین و یانگدر این تقسیم بندی
یین : زنه ، ینگ: مرد
یین : سیاهه، ینگ: سفید
یین : تاریکه ، ینگ: روشنه
یین: سکون و عدم تحرکه ، ینگ: حرکت و جنب و جوشه
یین : انقباضه ، ینگ: انبساطه
یین : نرمه ، ینگ: سخت یی
یین : مایعاته ، ینگ: جامدات
یین : زمستونه ، ینگ: تابستون
یین : سرماست ، ینگ: گرما
یین : شماله ، ینگ: جنوبه
یین : خوابه ، ینگ: بیداری
و
خب این ها هر کدوم وجودشون به دیگری بسته است و همدیگر رو کامل می کنند.
نیمه ی گم شده یا همان جفت روحی هم؛ بخش دیگر و کامل کننده ی روح ماست
وقتی در کنار جفت روحی خود باشید بدون نزدیکی جسم ها؛ روح ها با هم در می آمیزند
و در این حالت نماد های دیگر یینگ و یانگ اطراف ما هم؛ در هم می آمیزند ... !؟
مثلا در این حالت ینگ
حرکت و جنب و جوش
به
یین: سکون و عدم تحرک
می رسد
و در هم؛ در می آمیزند
و دو عاشق ( عاشق واقعی ـ جفت روحی
نه سکوت را احساس می کنند نه حرکت و جنب و جوش اطراف
را ...
روح انسان در حال چرخش است . اين روح و روان را بايد با روح و رواني جفت كنيد كه با هم متناسب و هماهنگ و موزون باشند جز اين سياليت آنها و جريان سرنوشتشان با اشكال مواجه خواهد شد . زندگي بر آنان سخت مي شود و شايد هم در درونشان متوقف گردد .


در ابتدا همه ما يكي بوديم ، فاصله اي بينمان نبود ، افكارمان از هم جدا نبود .و يكپارچه بوديم . . هنگامي كه اولين ارواح از اصل جدا گشتند و به زمين فرستاده شدند ، جستجو براي بازگشت به تكامل آغاز گرديد . تنهايي اولين درد شد و اولين آرزو مصاحبت با مونسي . گويي آدمي به دنبال چيزي براي كامل شدن بود و چون ماهيتش را به خاطر نداشت آن را نيمه گمشده خود ناميد . و به جستجوي آن پرداخت . . هر چند امروزه كار ، تلويزيون ، سينما و ساير سرگرمي ها ي روزمره آنچنان حواس ما را به خود پرت كرده اند كه ديگر متوجه احساس دلتنگي مان نيستيم و آن را تا حدودي فراموش كرده ايم و يا به نحوي اين احساس را سركوب مي كنيم بااين حال صداي نرم و آرامي هنوز هم در گوشمان نجوا مي كند ، حتي اگر آن صدا را نشنويم . بنا بر اين تمايل بازگشت به تكامل ، در زندگي هر كسي پيش خواهد آمد و تلاش براي يافتن جفت روحي حقيقي مي تواند نشاني براي اين جستجو باشد . عده اي از فلاسفه از جمله افلاطون بر اين عقيده بودند كه خداوند ارواح را مدور و به شكل كره خلق كرد ؛ آنگاه هر يك را به دو نيمه تقسيم نمود و هر نيمي را در جسمي قرار داد و هر جسم چون با جسم ديگري برخورد كند كه نيمه ديگر روحش در آن است بخاطر همين مناسبت قديم كه بين آنها ست ميان آنها عشق پديد مي آيد . شايد به همين علت افلاطون گفته است : عشق نزديك ترين دوست آدميان است و شفابخش درد هايي كه راه خوشبختي را بر بشر گرفته اند .

آدمي وقتي به نيمه خود مي رسد خواه آن نيمه زن باشد يا مرد ، حس محبت و دوستي و خويشاوندي مي كند و اگر بتواند نمي خواهد لحظه اي از نيمه خود جدا شود . همه عمر را مي خواهد با او بگذراند اما اگر سوال كني نمي تواند علت را براي شما بگويد چرا كه عشق آنها به پيوند ، به منظور بهره مندي عاشقانه از هم نيست بلكه چيزيست كه جان طالب آنست و زبان از بيان آن عاجز است ...

(ادامه دارد)

+نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت12:14توسط عاشق | |

حال بیاییم به مسئله کنونی شما بپردازیم : کسی هست که او را دوست داری ... این شخص ممکن است جفت روحی ای باشید که زمانی او را می خواستید پیدا کنید و اکنون او آمده است . از طرف دیگر هم ممکن است او نباشد. شما باید از هوشیاری باطن و الوهیت درون بخواهید با شما نجوا کند و بگوید آیا او همان جفت روحی شماست؟

اگر هست خود آگاه و ناخود آگاه شما هم جهت پیش رفته اند و تصمیم عالی این است که او را جذب کنی. اگر پاسخ دلت این بود که این شخص جفت روحی شما نیست، بگذارید برود و شما هم بروید تا هر دوی شما خود را از رسیدن به جفت روحی خود باز ندارید. اگر پافشاری کنید ممکن است ازدواج کنید اما هیچ تضمینی نیست خوشبخت شوید. چرا که جفت های روحی شما نیز در جای دیگر به خود آگاه خود اعتماد کردند و تن به ازدواجی داده اند که خوشبختشان نکرده است. پس ببنید 4 نفر زندگیشان تقریبا تباه شده است. 4 نفری که می توانستند همدیگر را بیابند و زندگی رویایی داشته باشند تن به زندگی عادی و گاهی بی ثمر داده اند


خود آگاه فقط فکر می کند. منبع فکر او استفاده از قانون علیت است. خود آگاه وقتی جستجو می کند جستجویی ساده است اما ناخود آگاه آنچنان قدرتی دارد که هیچ چیز از دید او محفوظ نیست. ناخود آگاه همان روح شماست. همه جا را می گردد و از گنجینه های اطلاعات جهان و منابع ماورایی ((آگاهی کیهانی)) می پرسد و معجزات را برایتان به ارمغان می آورد

خود آگاه شما جنس مخالف را فقط در اطرافتان می بیند: در کوچه ، خیابان ، مهمانی، دانشگاه و سر کار شما ؛ خود آگاه تان جنس مخالف اطراف خود را می بیند... ولی ممکن است جفت روحی شما اصلا در اینجا ها نباشد. ممکن است در قاره و یا حتی نیمکره دیگر زمین باشد


اگر کار را به ضمیر ناخود آگاه بسپارید او پیدا می شود و همه چیز عالی پیش می رود. فراموش نکنید که ندای درون همیشه راست می گوید . می توانید قبل از خواب از هوشیاری برتر و الهی خود بخواهید اسرار عشق و آن فرد را در رویا برای شما بازگو کند... وقتی بیدار شدید بلافاصله خوابی را که دیده اید روی کاغذ بیاورید. نوشتن رویا را فراموش نکنید زیرا بسیار حیاتی است. ما بعد از چند دقیقه تمام رویای شب خود را فراموش می کنیم... رویاهای صادقه ما معجزاتی می کنند که اگر ایمان داشته باشی زندگی شما را معرکه زیبایی می کنند...

(ادامه دارد)

+نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت10:2توسط عاشق | |

"به خاطر داشته باشيد كه مردم گفته‌های شما را فراموش می‌كنند، مردم اعمال شما را نيز از ياد خواهند برد ولی، هرگز احساس تو را نسبت به خويش از خاطر نخواهند زدود. "

بسیار زیادند افرادی که علاقه ای بی تکلف به محبوب خود دارند؛ اما برای دستیابی به او نمی
دانند چه کنند . حرف دل خیلی هاست رسیدن به محبوب ... (که البته توسط خود آگاه آنها انتخاب شده است). گفتم خود آگاه و تاکید کردم چون: شما او را دیده اید ( خود آگاه ) و به او دل دادید کاری نداریم بر اساس شناخت هست یا علاقه ظاهری. یا دلایل پیچیده روان شناسی مثل: شباهت به پدر یا مادر شما و یا ... ) به هر حال علاقه مند او شده اید. اکنون می خواهید او نیز متقاعد شود
سوال اول من از شما این است: (( آیا این شخص دقیقا همان کسی است که شما می خواهید؟ )) احتمالا می گویی: بله
اما من می گویم: شاید نه
چیکار باید بکنی ... ؟ 1- باید جفت روحی واقعی خود را پیدا کنی ... 2- با قانون جذب و توکل
بر خدا همه چیز را عالی پیش ببری
جفت روحی شما کیست؟

جفت روحی شما بهترین عشق و ایده آل واقعی شماست و اگر شما با هم باشید بهترین زندگی را به دست خواهید آورید. زیرا وقتی شما با هم هستید از هر جهت همیشه شاد و خوشو مسرور هستید و عشق شما روز به روز بیشتر می شود
چگونه جفت روحی خود را پیدا کنی ؟ به ضمیر ناخود آگاه خود این پیام را عمیقا می فرستی که ((من می خواهم جفت روحی واقعی خود را در زمان مناسبش پیدا کنم و همیشه با او باشم... خدا یار و یاور من در این جذب است)) می گویم زمان مناسب: زمان باید؛ زمان مناسب خودش باشد چون در غیر این صورت یا شما یا او جنبه این عشق را ندارید و ممکن است راهتان از هم جدا شود. ضمیر ناخود آگاه از شعور جهانی به اذن خداوند این شخص را پیدا می کند. سپس قانون جذب دست به کار می شود و با حصول شرایط جذب؛ شما را به هم می رساند

می پرسی آیا ممکن هست شخص ایده آل من وجود داشته باشد ؟ بله هر فرد به عنوان یک پیشامد تلقی می شود ... جمعیت جهان تقریبا 6 میلیارد نفر است و یک نفر جفت روحی شماست

تصور کنید: انگار همه افراد با جنس مخالف شما را به صف کرده اند و یکی یکی از جلوی شما عبور می کنند و همه صفات آنها را می بینی. بالاخره از این میلیارد ها نفر؛ یک نفر هست که شما او را ایده آل بدانید. از لحاظ علم احتمال می توانیم بگوییم این احتمال نزدیک به 1 است یعنی 100%. حال این که این شخص کجاست و چگونه شما با هم برخورد می کنید را می سپاریم به معجزات قانون جذب . ولی قطعا اگر هم جهت با کائنات باشید با او می رسید...

(ادامه دارد)




+نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت12:20توسط عاشق | |

نمیدونم این داستان واقعا به وجود داره یا زائیده تخیلات منه. خیلی بین واقعی بودن (منظورم حضورش توی دنیای فیزیک) و وجودش صرف توی دنیای لطیفتر اطمینان ندارم. مهم اینه که هست وگرنه هیچوقت به جهان ذهن من خطور نمیکرد.

وارد روسری فروشی شدم و چند دقیقه ای داشتم به شالها و روسری های رنگارنگش نگاه میکردم تا بتونم یکی رو انتخاب کنم.

یک پیرمردی لاغر که از صورتش معلوم بود چقدر سختی کشیده توی روسری فروشی بود و داشت روسری هارو زیرو رو میکرد و از خانم فروشنده کمک میخواست تا یکی از رنگهاشو انتخاب کنه. صبح بود حدود ساعت ۱۰:۳۰ و این موقع روز خرید خیلی معمول نبود مگر مثل من که یه ۱۰ دقیقه ای از شرکت جیم بزنم و بپرم یه شال بخرم که مجبور نشم عصر این راه رو برم و بیخودی معطل بشم چرا که دیگه دو روزه مامانم از دستم ناراحته که خیلی پیشش نیستم. تصمیم دارم امروز دیگه زود خونه باشم.

خیلی از داستان دور نشم. خلاصه اینکه پیرمرد یه روسری خرید و تشکر کرد و رفت ولی وقتی از مغازه خارج شد بعد از ۱ دقیقه برگشت و گفت: نه خانم ولش کن همون روسری که رنگش خیلی شادتر بود رو میخوام. خانم لبخند زد و یه روسری خیلی رنگ شاد رو برداشت توی پلاستیک گذاشت و داد دست این پیرمرد. پیرمرد هم انداخت توی ساک دستی سرمه ایش. یه ساک دستی که مخصوص پیرمردها دوختنش انگار. عصازنان از مغازه خارج شد.

یکی از فروشنده ها گفت چقدر ماه بود. خیلی پیرمرده مهربونی بود. اون یکی هم برگشت و گفت: نوع صرطانی که زنش داره خوب بشو نیست. ولی چقدر امیدواره و دیدی چه روسری رنگ شادی رو واسش خرید؟

شال سفیدی که از فروشنده خریده بودم و داشتم پولش رو حساب میکردم از دستهام افتاد روی زمین...

+نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت11:24توسط عاشق | |

همین اول کار بگم که به هیچ وجه به این متن بصورت جدی نگاه نکنید ! البته من این راه ها را شخصا امتحان نکرده ام ولی این به معنای آن نیست که عملی نیستند. اینکه تمام مدیران وبسایت ها و وبلاگ نویسان به دنبال جذب بیننده بیشتر برای سایتشان هستند یک حقیقت است و هر کس هم که می گوید نیست ، باید به او شک کنید! اما برسیم به دستور العمل های کاربردی برای افزایش ترافیک سایتتان !

1- آدرس سایتتان را روی بدنتان بنویسید و با لباس زیر در شهر بگردید.
شانس زیادی وجود دارد که بدین وسیله بتوانید وبلاگتان را با بازدید کننده های تازه و زیادی آشنا کنید.البته باید فکری هم برای مزاحمت های احتمالی پلیس و ستاد مبارزه با بدحجابی کنید.

۲- یک بیسیم پلیس بخرید.
در طول روز به بیسیم پلیس گوش دهید و همین که از حادثه جدیدی باخبر شدید با سرعت تمام خود را به محل مذکور برسانید.احتمال زیادی وجود دارد که خبرگزاری ها تصمیم داشته باشند تا از آنجا بصورت مستقیم اقدام به ارسال گزارش کنند.در هنگامی که خبرنگار در حال پخش زنده گزارش خود است به پشت سر او بروید و با تمام توان اسم وبسایتتان را فریاد بزنید.در چند حادث دیگر هم این کار را انجام دهید ، اینکار شما باعث می شود که طرفداران بسیار زیادی پیدا کنید! در اینصورت مردم تنها به این دلیل که شما را ببینند اخبار را تماشا می کنند. 

3- مقداری برچسب بخرید.
برچسب روش ارزانی برای تبلیغات است. مقداری برچسب های کوچک که اسم وبسایت شما بر روی آن نوشته شده است بخرید و آنها را در هر جایی که میتوانید بچسبانید ! داخل توالت های عمومی ،روی ماشین مردم و هر جایی که فکر می کنید مردم به آن نگاه می کنند.

4- وبسایتتان را صفحه خانگی تمام کامپیوترهایی که به آنها دسترسی دارید کنید.
به یک کافی نت ، یک کتابخانه ، سایت دانشگاه یا حتی خانه دوستان و آشنایان بروید و وبسایتتان را صفحه خانگی تمام کامپیوترهایشان کنید.بیشتر کسانی که با کامپیوتر کار می کنند نمی دانند چطور آن را به حالت پیشفرض برگردانند.

5- آدرس سایتتان را در صفحه اول تمام روزنامه ها بنویسید.
صبح اول وقت به یک دکه روزنامه فروشی بروید و با یک ماژیک خوش رنگ آدرس سایتتان را در بزرگترین اندازه ممکن بر روی تمام روزنامه هایش بنویسید بطوریکه کل صفحه را بپوشاند.سپس قبل از اینکه فروشنده شما را بگیرد با سرعت هر چه تمام تر از محل فرار کنید . این کار را برای تمام روزنامه فروشی ها در دو نوبت صبح و عصر انجام دهید. 

6- آدرس سایتتان را بر روی تمام اسکناس هایی که خرج می کنید بنویسید.
به عنوان یادگاری نام و آدرس سایت خودتان را روی هر اسکناسی که می خواهید به کسی بدهید بنویسید.در اینصورت به پول علاوه بر وظیفه اعتباریش ، یک وظیفه مهم دیگر یعنی ترویج سایتتان محول نموده اید.

7- تابلوی تبلیغاتی انسانی کرایه کنید.
این روش بسیار انحصاری و تاثیرگذار است .یک نفر را استخدام کنید که در یک خیابان شلوغ بایستد . این فرد می تواند پلاکارد که تبلیغ سایت شما روی آن است را نگه دارد و یا لباسی با نام سایت شما را بپوشد. 

8- سایتتان را در معرض فروش بگذارید.
سایت خودتان را در فروشگاه های اینترنتی با قیمتی که هوش از سر همه بپراند مثلا 20.000.000 تومان ، در معرض فروش بگذارید و دقت کنید تا همه متوجه آن شوند. به احتمال 99.99% کسی آن را از شما نمی خرد (چون شما اصلا قصد فروش ندارید) اما خوب اگر کسی آنقدر احمق است که برای سایت شما بیست میلیون تومان پول بدهد ، قبول کنید و یک سایت دیگر را با همین قیمت برای فروش بگذارید !

9- با پوستر بزرگ تبلیغی از سایتتان به یک رویداد ورزشی بروید.
تصور کنید با یک پوستر بزرگ تبلیغی و با یک رنگ جیغ به مسابقه فوتبال مثل پرسپولیس و استقلال بروید و هر وقت که دوربین تماشاگران را نشان می دهد نام سایتتان را به دوربین نشان دهید. آن وقت بدون هیچ گونه هزینه ای میلیون ها نفر از وجود سایت شما با خبر می شوند ! 

10- از سایت های معروف دیگر استفاده کنید
در اینترنت به دنبال ویدیوهای محبوب بگردید ، سپس با یک ابزار ویرایش فایل های ویدیویی در اول فیلم ها بنویسید که این تصاویر از طریق سایت شما عرضه شده است.سپس آنها را در YouTube آپلود کنید. اگر آن ویدیو ها محبوب باشند به سرعت با تعداد بازدید کنندگان شما افزوده می شود.همچنین می توانید در شبکه های اجتماعی مثل Digg یا حتی همین بالاترین خودمان به تعداد زیاد ثبت نام کنید و بعد لینک خودتان را در آنها اضافه کنید و سپس با نام های کاربری خود به آنها رای دهید. استفاده از عنوان های جنجالی را فراموش نکنید. به عنوان روش دیگر می توانید در سایت هایی مثل Cloob عضو شوید و بعد از اینکه 500-600 نفر را به لیست دوستانتان اضافه کردید برای آنها پیام های گروهی حاوی لینک سایت خود را بفرستید.

این ده راه را SiteFever در اینجا معرفی کرده بود که با اندکی تلخیص و بومی سازی ! خدمت شما عرضه شد. اما با تجربیات چند ساله در امر وبلاگ نویسی می توانیم این موارد را به آن اضافه کنم 

11- کامنت فله ای بگذارید به سرویس های وبلاگی مثل میهن بلاگ یا پرشین بلاگ که آخرین وبلاگ های بروز شده اشان را در صفحه اول نمایش می دهند بروید و به تک تک آنها رفته و در پست آخرشان نظری مشابه این جملات بگذارید: ” سلام، وبلاگ خوبی دارید.واقعا وبلاگ تکی داری! دوست دارم به عنوان یه کارشناس نظرتو در مورد پست آخرم بدونم” البته مهم نیست که شما در مورد پرورش زنبور می نویسید و وبلاگ ایشان در مورد کامران و هومن است !

12- همه باید باخبر شوند که شما سایت دارید : چه بخواهند ، چه نخواهند 

ID یاهوی هر کسی که در اینترنت پیدا می کنید در مسنجرتان اضافه کنید.سپس روزی 300 بار آدرس وبلاگتان را به همشان بفرستید. 

13- ؟؟؟؟ 

فعلا مورد سیزده ای به ذهنم نمی رسد و این مورد فقط برای رسیدن به نحسی 13 نوشته شده است و هیچ قصد و مرض دیگری در آن نبوده است !! 

+نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت16:48توسط عاشق | |

یه شعر خیلی خوشگل که برای دوست گفته شده. اینو یکی از دوستانم چندسال پیش واسم فرستاده بود که خیلی نازه عکسهای خوشگلی هم داشت ولی باز نمیشه شعرش خیلی صورتی بود منم صورتی نوشتمش تقدیمش میکنم به مامانم که به عنوان بهترین دوست من برگزیده شده بهترین دوست نازم مامانی جونم دوستت دارم

 

Although it's quite a statement
Well, it happens to be true
The best friend I have ever had
I'm glad to say, is you.

You're there if I should need you
And you never turn away
I know I can depend on you
At any time of day.

We've had our ups and downs
As nearly everybody does
But problems never last for long
With special friends like us.

Some people have so many friends
With whom they spend their time
But no-one has a best friend
Who's as wonderful as mine.

So thanks for always being there
Your friendship's strong and true
And I just want to let you know
I'm always there for you!

 

  

 

+نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت15:53توسط عاشق | |