|
همه چی عوض میشه. همه چی از بین میره آدمها عوض میشن. احساساتشون تغییر میکنه. روابط عوض میشه. دارایی ها تغییر میکنن. داشته ها به نداشته ها و نداشته ها به داشته ها تبدیل میشن. آرزوها عوض میشن. ارزشها به ضد ارزش و ضد ارزشها به ارزش تبدیل میشن. عشق به نفرت و نفرت به عشق تغییر حالت میده. آدمها بزرگ میشن. بزرگها پیر میشن. بچه ها به دنیا میان. تعدادی از دنیا میرن. همه چیز داره عوض میشه ولی فقط یه چیزی از اون اول که خودمو شناختم و تونستم فکر کنم ثابت مونده. اونم خداست. هیچوقت عوض نشد. خودش و قدرتش و مهربونیش و تدبیرش و... پس چرا دل به متغیرها ببندیم و از اون ثابت غافل بشیم؟؟ یا امیر المومنین امشب شب میلاد توست. تو که استادی معنوی هستی و به این جهان اومدی تا ما رو از خواب و توهم بیدار کنی و چشمهای مارا باز کنی به روی یک حقیقت و به ما بفهمونی که آنچه ما داریم فقط یک خیاله و آنچه که تو به آن فرا میخوانی حقیقت محضه. امشب ازت میخوام به همه ما آدمها مخصوصا ما جوونها لطف و کرم کنی و دستان مارا توی دستانت بگیری و یاریمون کنی تا چشممون به حقیقت و عشق واقعی باز بشه. اونوقت میدونیم چی حقیقته و ماندگار و چی توهم و خیاله و زود گذر... میلاد امام عشق مبارک
مبارکت ای صبور شبها به صبح تابان رسیدی آخر زتن پراکندگی گذشتی به مطلق جان رسیدی آخر سری نداری تنی نداری به غیر خود دشمنی نداری شمیم پیراهنی نداری ولی به کنعان رسیدی آخر دریچه ای شعله ور گشودی به عشق و آتش جگر گشودی ز بستر سینه پر گشودی به زیر دندان رسیدی آخر خفته در شعله های خونت گدازه های تب و جنونت هزار ابر از دلت برآمد به گل به باران رسیدی آخر غبار سرسبز بیشه بودی بهار فردای بیشه بودی در ابتدای همیشه بودی ولی به پایان رسیدی آخر
ارواح هم سنخ: خوب این مقاله هم تمام شد. من این مقاله رو از اینترنت گرفته بودم ولی منبع دقیقش متاسفانه فراموشم شده. این مقاله با تمام آنچه که توی کلاسهای درس کورش عزیز استاد بزرگوارم یاد گرفتم و همچنین کتابهایی که توی زمینه های مختلف مطالعه کرده بودم کاملا سنخیت داره و من اون رو قبول دار م. البته این نظر شخص منه و میتونه با نظر خیلی ها تفاوت داشته باشه. این مقاله به من کمک شایانی کرد تا بدونم جفت روحی یا همون همسر واقعی هر انسان که خداوند آفریده و برای خلق اون منت گذاشته چه کسیه و چطور میشه پیداش کرد حتی فهمیدم که جفت روحی با ارواح هم سنخ تفاوت داره و هر کسی که توی زندگی هر انسانی هست صرفن نمیتونه جفت روحی باشه و ممکنه همون روح هم سنخ انسان باشه که تعدادشون هم کم نیست وقتی این مقاله رو خوندم و به این قسمت ارواح هم سنخ رسیدم به یاد یکی از صحبتهای کوروش در مورد ازدواج و همسر افتادم. مثال جالبی می زد: اسب تنها حیوانی است که به سرعت به انسان خو می گیرد و تقریبا مثل آدمها عاشق میشود. اگر مدت کوتاهی با یک اسب به سر کنی و عاشق اون باشی اون هم به سرعت عاشق تو میشه و احساس تعلق نسبت به تو میکنه مخصوصا اگر هم جنس تو نباشه یعنی اگر تو زنی اون نر باشه و اگر مردی اون ماده باشه این رابطه سریعتر به عشق مبدل میشه به طوریکه میتونی ساعتها بنشینی روبروش و به چشمهاش خیره بشی اون هم همین کاررو میکنه و عاشق تو میشه. حالا بگو ببینم میتونی با این اسب ازدواج کنی و اونو به خونه خودت بیاری و ازش بخوای که توی تخت تو کنار تو بخوابه؟؟؟؟ من که فکر نمیکنم بشه ارواح هم سنخ هم همینه. میشه دوستان خوبی برای هم بود و حتی میشه عاشق هم شد ولی نمیشه از درخواست کرد که یک زندگی رو با اون شروع کنی و به پایان برسونی. عاشق اسبی باش ولی بگذار توی اصطبل بمونه و تو هم توی اتاق خودت... خدایا از تو درخواست میکنم جفت روحی واقعی هر کس رو که به خاطرش بر ما منت نهادی بفرست تا در کنارش آرامش بگیریم و عشق رو که تویی تجربه کنیم. عشق برای خداوند
خصوصيات جفت روحي : روابط آنها بسيار سيال و روان است ، با يكديگر هماهنگ هستند ، و آنچه را كه مي خواهند به سوي خود جذب مي نمايند . . آنها از نظر آگاهي هم سطح هستند .و براي رسيدن به اهدافشان به يكديگر نيازمند.ند بنابر اين مي توانند در رشد و پيشرفت روحي يكديگر نيز سهيم باشند . (ادامه دارد)
اگر به کسی که جفت روحی شما نیست بچسبید جا را برای کسی که می خواهد روزی بیاید و عشق واقعی شماست پر کرده اید و محرومیت عظیمی برای خود خواسته اید... اگر هم عشق امروز شما جفت روحی شماست مطمئن باشید با جذب می توانید او را به خود فرا بخوانید و به نحوی معجزه آسا شاهد باشید. باور کنید این رویداد بسیار زیاد اتفاق افتاده است... شما فراتر از قوانین اجتماعی و قرار داد های خودمانی قرار می گیرید اگر: باور کنید که قوانین معنوی چه کارها که نمی کنندچینی ها در واقع هستی رو متشکل از دو قطب می دانند (ادامه دارد)
حال بیاییم به مسئله کنونی شما بپردازیم : کسی هست که او را دوست داری ... این شخص ممکن است جفت روحی ای باشید که زمانی او را می خواستید پیدا کنید و اکنون او آمده است . از طرف دیگر هم ممکن است او نباشد. شما باید از هوشیاری باطن و الوهیت درون بخواهید با شما نجوا کند و بگوید آیا او همان جفت روحی شماست؟ (ادامه دارد)
"به خاطر داشته باشيد كه مردم گفتههای شما را فراموش میكنند، مردم اعمال شما را نيز از ياد خواهند برد ولی، هرگز احساس تو را نسبت به خويش از خاطر نخواهند زدود. " بسیار زیادند افرادی که علاقه ای بی تکلف به محبوب خود دارند؛ اما برای دستیابی به او نمی (ادامه دارد)
نمیدونم این داستان واقعا به وجود داره یا زائیده تخیلات منه. خیلی بین واقعی بودن (منظورم حضورش توی دنیای فیزیک) و وجودش صرف توی دنیای لطیفتر اطمینان ندارم. مهم اینه که هست وگرنه هیچوقت به جهان ذهن من خطور نمیکرد. وارد روسری فروشی شدم و چند دقیقه ای داشتم به شالها و روسری های رنگارنگش نگاه میکردم تا بتونم یکی رو انتخاب کنم. یک پیرمردی لاغر که از صورتش معلوم بود چقدر سختی کشیده توی روسری فروشی بود و داشت روسری هارو زیرو رو میکرد و از خانم فروشنده کمک میخواست تا یکی از رنگهاشو انتخاب کنه. صبح بود حدود ساعت ۱۰:۳۰ و این موقع روز خرید خیلی معمول نبود مگر مثل من که یه ۱۰ دقیقه ای از شرکت جیم بزنم و بپرم یه شال بخرم که مجبور نشم عصر این راه رو برم و بیخودی معطل بشم چرا که دیگه دو روزه مامانم از دستم ناراحته که خیلی پیشش نیستم. تصمیم دارم امروز دیگه زود خونه باشم. خیلی از داستان دور نشم. خلاصه اینکه پیرمرد یه روسری خرید و تشکر کرد و رفت ولی وقتی از مغازه خارج شد بعد از ۱ دقیقه برگشت و گفت: نه خانم ولش کن همون روسری که رنگش خیلی شادتر بود رو میخوام. خانم لبخند زد و یه روسری خیلی رنگ شاد رو برداشت توی پلاستیک گذاشت و داد دست این پیرمرد. پیرمرد هم انداخت توی ساک دستی سرمه ایش. یه ساک دستی که مخصوص پیرمردها دوختنش انگار. عصازنان از مغازه خارج شد. یکی از فروشنده ها گفت چقدر ماه بود. خیلی پیرمرده مهربونی بود. اون یکی هم برگشت و گفت: نوع صرطانی که زنش داره خوب بشو نیست. ولی چقدر امیدواره و دیدی چه روسری رنگ شادی رو واسش خرید؟ شال سفیدی که از فروشنده خریده بودم و داشتم پولش رو حساب میکردم از دستهام افتاد روی زمین...
همین اول کار بگم که به هیچ وجه به این متن بصورت جدی نگاه نکنید ! البته من این راه ها را شخصا امتحان نکرده ام ولی این به معنای آن نیست که عملی نیستند. اینکه تمام مدیران وبسایت ها و وبلاگ نویسان به دنبال جذب بیننده بیشتر برای سایتشان هستند یک حقیقت است و هر کس هم که می گوید نیست ، باید به او شک کنید! اما برسیم به دستور العمل های کاربردی برای افزایش ترافیک سایتتان ! 1- آدرس سایتتان را روی بدنتان بنویسید و با لباس زیر در شهر بگردید. ۲- یک بیسیم پلیس بخرید. 3- مقداری برچسب بخرید. 4- وبسایتتان را صفحه خانگی تمام کامپیوترهایی که به آنها دسترسی دارید کنید. 5- آدرس سایتتان را در صفحه اول تمام روزنامه ها بنویسید. 6- آدرس سایتتان را بر روی تمام اسکناس هایی که خرج می کنید بنویسید. 7- تابلوی تبلیغاتی انسانی کرایه کنید. 8- سایتتان را در معرض فروش بگذارید. 9- با پوستر بزرگ تبلیغی از سایتتان به یک رویداد ورزشی بروید. 10- از سایت های معروف دیگر استفاده کنید این ده راه را SiteFever در اینجا معرفی کرده بود که با اندکی تلخیص و بومی سازی ! خدمت شما عرضه شد. اما با تجربیات چند ساله در امر وبلاگ نویسی می توانیم این موارد را به آن اضافه کنم 11- کامنت فله ای بگذارید به سرویس های وبلاگی مثل میهن بلاگ یا پرشین بلاگ که آخرین وبلاگ های بروز شده اشان را در صفحه اول نمایش می دهند بروید و به تک تک آنها رفته و در پست آخرشان نظری مشابه این جملات بگذارید: ” سلام، وبلاگ خوبی دارید.واقعا وبلاگ تکی داری! دوست دارم به عنوان یه کارشناس نظرتو در مورد پست آخرم بدونم …” البته مهم نیست که شما در مورد پرورش زنبور می نویسید و وبلاگ ایشان در مورد کامران و هومن است ! 12- همه باید باخبر شوند که شما سایت دارید : چه بخواهند ، چه نخواهند ID یاهوی هر کسی که در اینترنت پیدا می کنید در مسنجرتان اضافه کنید.سپس روزی 300 بار آدرس وبلاگتان را به همشان بفرستید. 13- ؟؟؟؟ فعلا مورد سیزده ای به ذهنم نمی رسد و این مورد فقط برای رسیدن به نحسی 13 نوشته شده است و هیچ قصد و مرض دیگری در آن نبوده است !!
یه شعر خیلی خوشگل که برای دوست گفته شده. اینو یکی از دوستانم چندسال پیش واسم فرستاده بود که خیلی نازه عکسهای خوشگلی هم داشت ولی باز نمیشه Although it's quite a statement
|
About![]()
میخوام بهش اعتماد کنم. دستم رو میدم بهش ولی چند لحظه بعد دستمو از دستش میکشم بیرون. هنوز میترسم. ولی هر روز مدت اعتمادم رو چند ثانیه ای اضافه تر میکنم. تا به جایی برسه که فقط اعتمادم به اون باشه و دستم توی دست اون. Archivesتیر 1388خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 Links
فاطیما |